۱۳۸۹ خرداد ۴, سه‌شنبه

يك سال بعد از كودتا

اين سرزمين روزهاي خوشي را ميگزاراند تا چشم كار مي كرد همه سبز بودند ، سبز مي ديدند جامعه اميد داشت به آيند مردي بود اميد ها را دوباره زنده كرده بود اين سرزمين هرگز در طول حيات هزاران ساله خود مردم خود را به اين ميزان شاد و با فرهنگ نديد بود تاكيد بر فرهنگ در اين پاراگراف بيشتر به دليل عدم برخورد فيزيكي طرفداران هر دو جناح بود البته اين موضوع خودش جاي تعمل بيشتر دارد كه چند سئوال ذهن را به خود مشغول مي كند !
آيا طرفداران دولت بعد از نهم زماني كه انتخابات تمام شد به جان مردم تعرض نكردند ؟
دليل اين عدم تعرض در زمان قبل از انتخابات چه بود ؟
به استناد به نظر برخي از كارشناسان مي توان اينگونه بيان كرد كه حجم سبز موجود در خيابانها و ميزان حضور مردمي در روزهاي پرشور رقابت هاي انتخاباتي مانع از برخورد اين افراد ( لباس شخصي ها و گروه فشار ) به مردم مي شد . در آن زمان چيزي كه قابل توجه بود كم شدن پيش از حد نيروهاي انتظامي در سطح معابر آنگار كه ديگر حجاب دغدغه اسلام نبود . روزگار خوشي را سپري مي كرديم اما همه چيز يك شبه خراب شد زماني كه نتيجه اعلام شد كسي باور نكرد اين است آراي مردم ، نتيجه كه كمتر از چند ساعت بعد از پايان انتخابات بدست آمد هيچ وقت فكر نمي كرديم انتخاباتي كه با حضور 40 ميليون ايراني برگزار شد اينگونه سريع به نتيجه برسد چگونه مي شود يك سال قبل از انتخابات دهم انتخابات مجلس بود كه رسيدن به نتايج روزها به درازا كشيد ، همه باور داشتند و دارند كه فردي كه آكنون بر مسند رياست دولت بعد از نهم نشسته است هيچگاه كسي نبوده كه آنان به او راي دادند كجايند شهداي كه خون خود را براي آزادي اين مردم نسار كردند تا ببينند اين وارثان نا مشروع حكومت اين چنين بست بر دهان و زنجير بر دست و پايي تك تك پير و جوان اين مرز و بوم زدند .
بهتر است آن دست از دوستان كه نا اميد شده اند و مي گويند ديگر نا در بدن نداريم ، حمزه قالبي را كه دوستان مي شناسند سر مشق خود قرار دهند او در يك خانواده مذهبي به دنيا آمد پدرش يك روشن فكر مذهبي است حمزه كارشناس ارشد علوم سياسي است كسي كه بعد از انتخابات به جرم مسئوليت در ستاد انتخابات مرد سبز مدتهاي طولاني در بازداشت بود مطلبي در وب سايت كلمه نگاشته بود كه با تمام وجود حس كردم كه اين جنبش همچنان زنده است اصلاحات زنده است و اگر تمام بزرگان ما را خداي نكرده به اعدام محكوم كنند جواناني از جنس حمزه هستند تا جاي خالي آنها را پر كنند .
طرفداران دولت بعد از نهم يا همان دولت كودتا بايد آگاه باشند در روند رشد و پيشرفت ايران خالا بزرگ يا حفري سياه ايجاد كردند اگر دولت كودتا بخواهد به اين صورت به حيات خود ادامه دهد كشور وارد يك ديكتاتوري بزرگتر و سنگيتر از دوران خفقان و استبداد پهلوي خواهد شد.
به اميد روزي كه ......

۱۳۸۹ فروردین ۳۱, سه‌شنبه

اندر احوالات برنامه های جدید کانالهای ماهواری

سلام اینجا ایران من حاجی هستم، فرمانده مرکز ارتـبـاطـات مـاهـواره‌ای سـپـاه پـاسـداران جـمـهـوری اسـلامـی ایـران و . . . I Love You, PMC"

۱۳۸۹ فروردین ۲۸, شنبه

نی نی میلیون تومانی

اخیرا رئیس دولت به عنوان فرد اول اجرایی مملکت در خصوص مساله‌ای که ابتکار خود اوست و انجامش هم در کاملا در حیطه اختیارات اوست «پیش‌بینی» هم می‌کند. خبرگزاری فارس گزارش داده آقای احمدي‌نژاد در جمع مردم اروميه با بيان اينكه دولت پيش‌بيني كرده از اول سال 89 هر فرزندي كه در ايران بدنيا مي‌آيد براي او حسابي افتتاح كند كه يك ميليون موجودي دارد، گفته است: هدفمان از افتتاح اين حساب از ابتداي سال 89 تامين آينده فرزندانمان است. وي افزوده: يك حسابي در صندوقي بنام صندوق آتيه باز مي‌شود كه يك حساب سرمايه‌گذاري است و هر سال سود سرمايه‌گذاري به آن اضافه مي‌شود. بنا به همین گزارش خوشمزه رئیس دولت با بيان اينكه در مرحله اول دولت يك ميليون تومان در اين حساب‌ها هديه خواهد كرد، تصريح كرده‌است: هرساله نيز 100 هزار تومان دولت به اين حساب اضافه مي‌كند و از خانواده‌ها نيز خواهشمنديم حداقل 20 هزار تومان ماهانه به اين حساب اضافه كنند تا وقتي اين نوزادان به جوان تبديل شدند صندوق آتيه 120 ميليون تومان براي اشتغال، ازدواج و مسكن‌شان در اختيارشان قرار دهد.
در همین رابطه یادآوری چند نکته بی‌فایده نیست:
1- امت همیشه در صحنه با خواندن این خبر طبعا به این فکر خواهند افتاد که بهتر است تا دیر نشده دست به تولید زده، تا پایان سال یک میلیون تومان را دشت کنند. با توجه به طول دوران بارداری آدمیزاد بهتر است وزارت بهداشت به تمام زایشگاه های کشور برای زمستان امسال آماده باش بدهد. حتی محض محکم کاری بد نیست چگونگی زایمان در خانه هم به شهروندان آموزش داده شود که در آینده شاهد کودکانی نباشیم که در شناسنامه‌شان نوشته شده باشد «محل تولد: صف زایشگاه!»
2- در عین حال امت همیشه در صحنه توجه داشته‌باشند که عجله کار شیطان است و -اگر هنوز دیر نشده و کار از کار نگذشته-این مساله را در نظر داشته باشند که آقای احمدی‌نژاد حرف از "حساب" و "صندوق" زده است که عملا در سال های اخیر ثابت شده همه‌ی آنها نوعی بی در و پیکری ماهوی دارند. وقتی صندوق ذخیره ارزی که پول مردم برای روز مبادا در آن بود و رئیس بانک مرکزی آن را چهارقفله کرده بود توسط یک آقایی جارو شده طبعا نمی‌توان به صندوق آتیه‌ای امید بست که قرار است دولت برای بچه‌های متولد سال 89 پول در آن بگذارد «تا وقتي اين نوزادان به جوان تبديل شدند» از آن برداشت کنند.
3- هرچند که یک ضرب و جمع ساده از اعداد بالا نشان می دهد گوینده گویا زیاد جدی حرف نمی‌زده چرا که نهایتا کمک های والدین و دولت به این حساب -حتا اگر مو به مو اجرا شود- بیشتر از هفت هشت میلیون تومان در طول بیست سال نمی شود و هرچند که -به تعبیر آیت الله مصباح- ما در رباخوارترین کشور جهان زندگی می کنیم اما باز هم بعید است حاصلجمع ربائیات(!) به صد میلیون تومان برسد. اما با فرض صحت باز هم بهتر است ارزش 120 میلیون تومان را در بیست سال دیگر که نوزادان امسال به جوانی می‌رسند را حساب کنیم تا خودمان و فرزاندمان دچار توهم و پر توقعی نشویم. اگر قیمت گوشت گوسفند را که در طی این چهار سال از کیلویی 5 هزار تومان به 16 هزارتومان رسید ملاک بگیریم پس در 5 چهار سال باقی‌مانده (واحد زمان را "دوره ریاست جمهوری" حساب می‌کنیم !) قیمت‌ها در بیست سال دیگر 16 برابر الان شده‌اند یا به عبارت دیگر 120 میلیون تومان در آن زمان به اندازه 7 میلیون و پانصدهزار تومان الان ارزش دارد که تقریبا قیمت فعلی یک قبرجا در گورستان عمومی تهران است. این در حالیست که ما تعاونی حساب کردیم و عاقلان دانند طی بیست سال آینده تورم ده‌ها برابر این چیزی‌ست که ما فرض کردیم.
4- آقای احمدی‌نژاد البته برای "تامین آینده فرزندانمان" می‌توانند کارهای دیگری هم بکنند مثلا (...) یا (...) یا حتی (...). خوشبختانه یا متاسفانه از این پرانتز باز سه نقطه پرانتز بسته‌ها زیاد است که اتفاقا همگی بار مالی بسیار کمتری هم دارند. هزینه بعضی‌هایشان در حد یک خودکار و یک ورقه کاغذ است!

۱۳۸۸ آذر ۱۷, سه‌شنبه

آموزش آشپزي

شکر خدا پس از مدتي دوباره مهدي کلهر حرف زده و اين حتماً قورمه سبزي ما را خوشمزه تر خواهد کرد، من مي دانم بسياري از شما با قابليت هاي فراوان کلهر آشنا هستيد اما شايد اکثرتان نمي دانيد که او يکي از بهترين و کارآمدترين خالقان طنز در کشور است که من شخصاً بسيار مديون وي هستم، کلهر اما گويا اخيراً دستي هم در پختن قورمه سبزي پيدا کرده چرا که گفته صدا و سيما چندان از دولت حمايت نمي کند و دولت بايد يک شبکه تلويزيوني مجزا داشته باشد. مخاطبان عزيز همين طور که داريد سبزي لازم جهت طبخ قورمه سبزي را خرد مي کنيد حدس بزنيد برنامه هاي شبکه يي که کلهر خواهانش شده چه خواهد بود؛ صبح، برنامه سلام صبح بخير احمدي نژاد، ساعت 10؛ برنامه احمدي نژاد ناشتايي خوردي؟ ظهر؛ ناهار با احمدي نژاد. اخبار ساعت 14؛ خبرهاي سفرهاي استاني، فقط، غروب؛ برنامه به خانه برمي گرديم و سر راه به جان احمدي نژاد دعا مي کنيم. شب؛ جنگ مفرح هوا تاريک شده اي رئيس دولت بدرخش و روشنش کن،

به هر روي شما حين فکر کردن به اين مسائل برنج را هم بخيسانيد، نمک هم به آن اضافه کرده و زير لب اين جمله قاليباف را مزمزه کنيد که گفته؛ «از زياده خواهان پررو عذرخواهي نمي کنم.» منظور شهردار تهران از زياده خواهان پررو چيست؟ الف- قورمه سبزي فروشان مرکز ب- جومونگ ج- سوپرمارکت سر کوچه د- ...

مورد «دال» را اگر مي نوشتم هم حذف مي شد، خودم حذف کردم،

خب سپس گوشت را با پياز کمي سرخ کرده و آب... گفتم آب، يادم آمد تصفيه خانه يي را در اصفهان وزير علوم افتتاح کرده. مخاطبان گرامي و علاقه مندان به آشپزي شما خودتان شاهد باشيد اينها وسط آموزش ما هي حواس من را پرت مي کنند. خب اگر قرار باشد تصفيه خانه را وزير علوم شان افتتاح کند، ساير افتتاحيات نيز حتماً اينها خواهد بود؛ 1- وزير راه و ترابري سازمان ملي جوانان 2- وزير رفاه مرکز آمار ايران (کلاً هر چيز به شمردن مربوط باشد،) 3- وزير جهاد کشاورزي، افتتاح مرکز مطالعات استراتژيک خاورميانه 4- رئيس سازمان آب و فاضلاب، افتتاح هر چه که مانده و تا حالا افتتاح نشده، بعد يک مقدار شعله را بيشتر کنيد تا قورمه سبزي جا افتاده و سعيدلو رئيس تربيت بدني بگويد؛ «ورزش را براي تن سالم مي خواهيم نه چهار تا مدال که هيچ کاربردي ندارد.» من ضمن سپاس از سعيدلو که دقيقاً همسان با ساير اهالي دولت احمدي نژاد دوباره کار را از اختراع چرخ و کشف آتش شروع کرده، همين حين پختن قورمه سبزي عرض مي کنم که «مدال همون تشتکه/ دارن باهاش پز مي دن،»

گمان مي کنم قدري آبليموي قورمه سبزي تان را اضافه کنيد بد نباشيد. در همين راستا گويا وزارت ارشاد مودبانه به خبرنگاران خارجي گفته طي 16 تا 18 آذر مجوز کارشان اعتبار ندارد. شما فکر مي کنيد دليل اين حرف چيست؟ الف- طي اين روزها هوا سرد مي شود و ارشاد گفته خداي نکرده خارجي ها اگر بيايند بيرون سرما مي خورند؟ ب- طي اين روزها آلودگي هوا يکهو بالا مي رود و خبرنگاران به سرفه مي افتند؟ ج- طي اين روزها هوا... هوا ست، د- راستي از طرح جرخوردگي اقتصادي (حذف يارانه هاي سابق) چه خبر؟،

۱۳۸۸ آذر ۱۰, سه‌شنبه

معرفت سیاسی جوادی آملی و زبان اشاره




آیت‌الله جوادی آملی با کناره‌گیری از مقام امامت جمعه‌ی شهر قم، با نهايت ظرافت، درایت و

هوشمندی، سخنانی را گفت که تا به امروز هيچ کس لايه‌ی زيرین آن را نکاویده است. برای فهم هوشمندی سیاسی و تعهد اخلاقی وی بايد ابتدا پیشینه‌ی موضع‌گیری‌های او را بررسی کرد. اما این نکته را نیز نباید از خاطر دور داشت که آیت‌الله جوادی آملی جايگاهی علمی و معرفتی دارد و اساساً هرگز شأن فعال سياسی نداشته و زبان و ادبيات سیاسی متعارفی که در جاهای دیگر برای ابراز مخالفت يا اعتراض استفاده می‌شود، با خلقيات او سازگار نیست. اما هنگامی که مجموع سخنان و حرکت‌های وی را در کنار هم بگذاریم و شواهد و قرائن پیرامونی را با هم جمع کنیم، به یک مضمون روشن می‌رسیم: «اعلام اعتراض جدی و عمیق آيت‌الله جوادی آملی»؛ اما چگونه؟



سابقه‌ی اختلاف آیت‌الله جوادی آملی با محمود احمدی‌نژاد به ماجرای مشهور و عالم‌گیر هاله‌ی نور رییس دولت نهم در سازمان ملل بر می‌گردد که او با ذوق و شوق این حکایتِ خودساخته را نزد استاد اخلاق حوزه‌ی قم بازگفت. آیت‌الله جوادی آملی با تنبیهی مشفقانه کوشش کرد او را از دروغ گفتن بر حذر دارد و البته این اندرز معلم اخلاق در محمود احمدی‌نژاد اثری نکرد و او بی‌پرواتر از گذشته به دروغ‌گویی‌های خود ادامه داد. گویا این بی‌اعتنایی او و بی‌پروایی‌اش در بازی‌کردن با عقاید دینی و سست گرفتن اصول اخلاقی، آغازی بود برای زاویه گرفتن آیت‌الله جوادی آملی.

در همان روزهای نخست پس از انتخابات، آیت‌الله جوادی آملی از علمایی بود که به خشونت‌ها و درگیری‌ها اعتراض کرد و حاصل این اعتراض او راهپیمایی‌ای شد که عده‌ای از طلبه‌های قم بر پا کردند و رسماً او را در قم منافق خواندند (طبعاً حامیان جنبش سبز نمی‌توانستند این شعارها را علیه وی بدهند و پیدا بود که این شعارها از چه ناحیه‌ای تنظیم و تبلیغ می‌شد). اندک زمانی بعد آیت‌الله امینی، آیت‌الله استادی و آیت‌الله جوادی آملی نشانه‌های اعتراض بیشتر خود را با غیبت از نماز جمعه آشکار کردند. مدت زیادی نگذشته است که آیت‌الله جوادی آملی در دیدار با رییس سازمان امور مالیاتی کشور سخنانی را گفت که چه بسا تندترین تعابیر علیه محمود احمدی‌نژاد باشد:

«سرمایه عظیمی به نام نفت در داخل کشور است، اگر روزی به جایی برسیم که نفت بفروشیم و کشور را اداره کنیم، ورشکست می‌شویم...در این صورت نسل بعد همه نفرین‌ها را متوجه ما می‌کند که چرا شما سرمایه را فروختید، مگر آدم عاقل نفت می‌فروشد تا کشور را اداره کند... براساس روایتی از امام علی (ع) ملتی که خاک و آب به اندازه کافی دارد اگر بخواهد مواد غذایی وارد کند خدا او را از رحمت دور کرده است... آدم عاقلی که سرمایه‌ای مثل خاک و آب دارد اگر از کشور دیگر مواد غذایی وارد کند، معلوم می‌شود بی‌عرضه است... جهنم فقط برای آدم شرابخوار نیست برای آدم بی‌عرضه هم هست.»

اشارات آیت‌الله جوادی آملی روشن است؛ بی‌کفایتی در امور اقتصادی و بحران‌های پیاپی مالی در کشور چیزی نیست که امروز بر کسی پوشیده باشد و وی با این اشارات محمود احمدی‌نژاد را فردی بی‌عرضه خوانده است که سزاوار جهنم می‌شود! یافتن مرجع ضمیر عبارات بالا کار دشواری نیست.

زمزمه‌هایی که چند ماه پیش درباره‌ی پاسخ تند آیت‌الله جوادی آملی به آقای گلپایگانی از بیت رهبری شایع شد، حکایت از نارضایتی او از سوء مدیریت مقامات عالی نظام در مدیریت بحران پیش آمده داشت. اما کناره‌گیری وی از مقام امامت جمعه که رسانه‌های حامی دولت کودتا تمام کوشش خود را برای به حاشیه راندن آن کردند، نکات ظریفی داشت که از دید بسیاری دور ماند و پاره‌ای از جملات مهم آن یکسره در پرده باقی ماند.

از میان جملاتِ‌ آیت‌الله جوادی آملی خوب است این‌ها را بازخوانی کنیم. وی وظایف امام جمعه را بر می‌شمارد و می‌گوید این وظایف «یكی رهبری و هدایت مردم در سیر من الخلق إلی الحق و دیگری رساندن پیام‌های خداوند در سیر من الحق إلی الخلق باشد و اگر در این دو زمینه كوتاهی كند باید از مردم عذرخواهی كند... در نماز جمعه مردم همه ساكتند و این امام جمعه است كه رهبری مردم را در ارتباط با مردم به عهده گرفته و باید تمام سعیش را انجام دهد. اگر نتواند ارتباط خوبی برقرار كند اینجاست كه وظیفه ما عذرخواهی است.»

یکی از نکات این تعبیر این است که او امامت جمعه را نمونه‌ای از امامت و رهبری در مقیاس کوچک‌تر می‌داند (هدایت مردم در سیر من الخلق الی الحق و...). گذشته از این‌، آیت‌الله جوادی آملی از علمایی است که معتقد به ولایت فقیهان است و نه ولی فقیه. به عبارت دیگر، وی ولایت را از آنِ فقها دانسته و این ولایت شامل خود او هم می‌شود. مضمون دیگر این سخن آن است که اگر امام یا رهبر در این وظیفه‌ی خود کوتاهی کند،‌ باید بیاید و از مردم عذرخواهی کند.

او سپس توضیح می‌دهد که وقتی کسی در نماز امام می‌شود (یا مقام رهبری را به عهده می‌گیرد)‌،‌ فصل‌الخطاب می‌شود. مردم سکوت می‌کنند تا او سخن بگوید. به عبارت دیگر، مردم به او اعتماد می‌کنند که او راه درست را انتخاب کند و خطا نکند. اما آیت‌الله جوادی آملی بلافاصله توضیح می‌دهد که اگر او نتواند ارتباط خوبی بر قرار کند (یعنی چنین اتفاقی کاملاً ممکن و شدنی است) و اگر او خطا کند (یعنی او خطا هم می‌کند)، وظیفه‌ی او این است که بیاید و عذرخواهی کند.

این استاد اخلاق با خطاب قرار دادن خود، به در می‌گوید که دیوار بشنود. اگر او که در مقام امامت جمعه است، نتوانسته حق مردم را ادا کند (وی را با امام جمعه‌ی تهران مقایسه کنید‌)، پس خود را ملزم به «عذرخواهی» و «کناره‌گیری» می‌داند. پیام این عمل برای عالی‌ترین مقام رهبری سیاسی کشور چیست؟ یعنی اگر شما هم خطا کردید و ارتباط درستی با مردمی که سکوت کردند و منتظر تصمیم درست شما شدند، برقرار نکردید، باید عذرخواهی کنید و کناره‌گیری. اخلاقی بودن عمل رهبر و امام چنین اقتضایی دارد.

نکته‌ی بعدی این است که آیت‌الله جوادی آملی منصوب رهبری است. یعنی مردم او را به امامت جمعه‌ی قم منصوب نکرده‌اند. ولی وی برای کناره‌گیری از مقام امامت جمعه منتظر اشاره‌ای از سوی رهبر کشور نمی‌ماند. او به رهبر کشور نامه‌ی استعفا نمی‌نویسد، بلکه مردم را مخاطب قرار می‌دهد. خودش رأساً تصمیم می‌گیرد کناره‌گیری کند و این کار را هم می‌کند. تنها عاملی که در این تصمیم‌گیری جدی گرفته نشده، شخص رهبری است. پیام از این روشن‌تر؟

کناره‌گیری وی، یک کناره‌گیری ساده نیست. او نمی‌گوید به دلیل کهولت سن، بیماری، خستگی یا مشغله‌های کاری و علمی کناره‌گیری می‌کند. نوع استخدام کلمات است که به کناره‌گیری آیت‌الله جوادی آملی اهمیت و معنای مضاعفی می‌دهد. این پیام عذرخواهی و کناره‌گیری دادن آن هم در لفافه‌ی سخنانِ خودش و قصه‌ی طوطی و بزرگان را به نحوی دیگر تکرار کردن، پیام‌های سنگین و مهمی دارد. برای فهم این نکات، باید معنای این عبارات و سابقه‌ی نارضایتی وی را از دولت کودتا جست‌وجو کرد. او در خاتمه‌ی سخنان‌اش تنها به یک تشکر خشک و خالی از رهبری و شورای سیاست‌گزاری اکتفا می‌کند و بدون هیچ‌گونه هماهنگی قبلی راه‌اش را از این دستگاه جدا می‌کند.

آیت‌الله جوادی آملی سخنانی را به زبان رمز و اشاره گفت که مخاطبان خاص به سرعت آن را دریافت کردند، اما عموم مخاطبان در غوغاهای رسانه‌ای تنها کناره‌گیری او را دیدند و نفس کناره‌گیری را اعتراض تلقی کردند، حال آنکه مهم‌تر از کناره‌گیری، سخنان نکته‌دار و تکان‌دهنده‌ی او بود که به عمل او رنگ سیاسی و اخلاقی دیگری می‌زد.

آشپزی

همين روزهاي اول عرض کنم که کساني که به دنبال مطالبي در مورد «طرح جرخوردگي اقتصادي» (حذف يارانه هاي سابق)، مسائل سياسي، م. احمدي نژاد، وزير رفاه شدن صادق محصولي و... هستند اين ستون را نخوانند. من اينجا فقط آموزش آشپزي مي دهم.

اما آموزش امروز. امروز مي خواهم قورمه سبزي و طريقه پخت آن را به مخاطبان گرانقدر بياموزم. براي اين کار ابتدا بايد سبزي ها را پاک کنيد. براي پاک کردن سبزي هم بايد زير دست تان روزنامه بيندازيد تا اضافات سبزي روي فرش نريزد. اما مهم ترين نکته در طبخ اين غذا اين است که از چه روزنامه يي در زير دست تان استفاده کنيد، و دقيقاً همين جاست که نقش محمدعلي رامين در قورمه سبزي بسيار حياتي و سرنوشت ساز مي شود،

آشپزهاي مختلف، روزنامه هاي مختلفي را براي اين مساله پيشنهاد مي دهند. بستگي دارد. شما اگر مي خواهيد غذايي بپزيد که براي طرف رويش يک وجب روغن بايستد، بهتر است از روزنامه يي که در توپخانه منتشر مي شود استفاده کنيد، ساير روزنامه هاي آن طرفي هم به همين کار مي آيند؛ تفاوت شان تنها در ميزان روغني است که روي غذا مي ايستد،

در اين ميان روزنامه هايي مانند همشهري و... هم هستند. در اين شرايط روي خورشت شما روغني مشاهده نمي شود. هم براي کلسترول خوب است، هم براي اصول شهروندي،

اما اگر از روزنامه هايي مثل همين اعتماد يا حيات نو يا آفتاب يزد استفاده مي کنيد احتمالاً غذايتان ته مي گيرد. يعني يا مي سوزد يا مي سوزانندش، خودتان هم حرص بيخودي مي خوريد يعني عملاً به جاي قورمه سبزي صرفاً حرص مي خوريد. مثلاً حين پاک کردن سبزي به روزنامه يي که زير دست تان است نگاه مي کنيد و مي بينيد نوشته وزير سابق علوم (زاهدي) در آخرين روزهاي مسووليتش براي همسرش مجوز تاسيس دانشگاه صادر کرده. بعد ناراحت مي شويد. خب عزيز من بيخود اين روزنامه را مي گذاري زير دستت. کجاي اين ماجرا به قورمه سبزي که مي خواهي بپزي ربط دارد. اين خبر را مي خواني به جاي آنکه خانه ات بوي قورمه سبزي بگيرد، احتمالاً سرت بوي قورمه سبزي خواهد گرفت، نکن اين کارها را. انتخابات چند ماه پيش تمام شده و الان مهم ترين موضوع اين است که لوبيايي که مي خواهي داخل خورشت بريزي ديرپز باشد يا زودپز. به شما چه که اسفنديار رحيم مشايي در تعداد شغل دو تا گل به الهام زده، فوتبال که نيست قورمه سبزي است ها،

۱۳۸۸ آذر ۶, جمعه

رها

پرتغالي ها از اوضاع آشفته ايران قبل از صفويه استفاده کرده و جزيره هرمز را در خليج فارس مرکز تجارت خود قرار داده و در امور شهر گامبرون1 (بندرعباس) دخالت مي کردند. شاه عباس حکمران فارس امام قلي خان را مامور تسخير آن حدود کرد. پرتغالي ها در مقابل يورش ايرانيان تاب مقاومت نياورده و خليج فارس را ترک کردند. از آن تاريخ بندر گامبرون به بندرعباس تغيير نام يافت. منتها پرتغالي ها بندر جاسک را که ارزنده ترين محل ماهي گيري در حدود اقيانوس هند بود به تصرف خود درآوردند. در سال 1662 بين کشتي هاي پرتغالي که جاسک را محاصره کرده بودند با چهار ناو انگليسي زد و خوردي روي داد که منجر به شکست پرتغالي ها شد. نيروهاي انگليسي براي تصرف بندر متوسل به حيله خاصي شدند چون پياده شدن نيروهاي انگليسي در ساحل خطراتي را در پي داشت و احتمال مي رفت سربازان انگليسي مورد حمله قرار گيرند و کشته بسياري بدهند لذا نيروهاي انگليسي تعدادي مرغ و خروس به درون خشکي فرستادند، نيروهاي پرتغالي از سنگرهاي خود بيرون آمدند تا مرغ ها را گرفته و غذاي لذيذي طبخ کنند. به محض اينکه سربازان پرتغالي سنگرهاي خود را ترک کردند مورد حمله پياده نظام انگليسي قرار گرفتند. تعدادي کشته و تعدادي اسير شدند. از اين پس جاسک مقر تجارت و پايگاه نظامي انگليسي ها شد تا زماني که ناصرالدين شاه از کمپاني هند شرقي خواست نيروهاي خود را بيرون ببرد زيرا روس ها تقاضاي مشابهي داشتند.

باقی با خودتون