سلام اینجا ایران من حاجی هستم، فرمانده مرکز ارتـبـاطـات مـاهـوارهای سـپـاه پـاسـداران جـمـهـوری اسـلامـی ایـران و . . . I Love You, PMC"
۱۳۸۹ فروردین ۳۱, سهشنبه
۱۳۸۹ فروردین ۲۸, شنبه
نی نی میلیون تومانی
اخیرا رئیس دولت به عنوان فرد اول اجرایی مملکت در خصوص مسالهای که ابتکار خود اوست و انجامش هم در کاملا در حیطه اختیارات اوست «پیشبینی» هم میکند. خبرگزاری فارس گزارش داده آقای احمدينژاد در جمع مردم اروميه با بيان اينكه دولت پيشبيني كرده از اول سال 89 هر فرزندي كه در ايران بدنيا ميآيد براي او حسابي افتتاح كند كه يك ميليون موجودي دارد، گفته است: هدفمان از افتتاح اين حساب از ابتداي سال 89 تامين آينده فرزندانمان است. وي افزوده: يك حسابي در صندوقي بنام صندوق آتيه باز ميشود كه يك حساب سرمايهگذاري است و هر سال سود سرمايهگذاري به آن اضافه ميشود. بنا به همین گزارش خوشمزه رئیس دولت با بيان اينكه در مرحله اول دولت يك ميليون تومان در اين حسابها هديه خواهد كرد، تصريح كردهاست: هرساله نيز 100 هزار تومان دولت به اين حساب اضافه ميكند و از خانوادهها نيز خواهشمنديم حداقل 20 هزار تومان ماهانه به اين حساب اضافه كنند تا وقتي اين نوزادان به جوان تبديل شدند صندوق آتيه 120 ميليون تومان براي اشتغال، ازدواج و مسكنشان در اختيارشان قرار دهد.
در همین رابطه یادآوری چند نکته بیفایده نیست:
1- امت همیشه در صحنه با خواندن این خبر طبعا به این فکر خواهند افتاد که بهتر است تا دیر نشده دست به تولید زده، تا پایان سال یک میلیون تومان را دشت کنند. با توجه به طول دوران بارداری آدمیزاد بهتر است وزارت بهداشت به تمام زایشگاه های کشور برای زمستان امسال آماده باش بدهد. حتی محض محکم کاری بد نیست چگونگی زایمان در خانه هم به شهروندان آموزش داده شود که در آینده شاهد کودکانی نباشیم که در شناسنامهشان نوشته شده باشد «محل تولد: صف زایشگاه!»
2- در عین حال امت همیشه در صحنه توجه داشتهباشند که عجله کار شیطان است و -اگر هنوز دیر نشده و کار از کار نگذشته-این مساله را در نظر داشته باشند که آقای احمدینژاد حرف از "حساب" و "صندوق" زده است که عملا در سال های اخیر ثابت شده همهی آنها نوعی بی در و پیکری ماهوی دارند. وقتی صندوق ذخیره ارزی که پول مردم برای روز مبادا در آن بود و رئیس بانک مرکزی آن را چهارقفله کرده بود توسط یک آقایی جارو شده طبعا نمیتوان به صندوق آتیهای امید بست که قرار است دولت برای بچههای متولد سال 89 پول در آن بگذارد «تا وقتي اين نوزادان به جوان تبديل شدند» از آن برداشت کنند.
3- هرچند که یک ضرب و جمع ساده از اعداد بالا نشان می دهد گوینده گویا زیاد جدی حرف نمیزده چرا که نهایتا کمک های والدین و دولت به این حساب -حتا اگر مو به مو اجرا شود- بیشتر از هفت هشت میلیون تومان در طول بیست سال نمی شود و هرچند که -به تعبیر آیت الله مصباح- ما در رباخوارترین کشور جهان زندگی می کنیم اما باز هم بعید است حاصلجمع ربائیات(!) به صد میلیون تومان برسد. اما با فرض صحت باز هم بهتر است ارزش 120 میلیون تومان را در بیست سال دیگر که نوزادان امسال به جوانی میرسند را حساب کنیم تا خودمان و فرزاندمان دچار توهم و پر توقعی نشویم. اگر قیمت گوشت گوسفند را که در طی این چهار سال از کیلویی 5 هزار تومان به 16 هزارتومان رسید ملاک بگیریم پس در 5 چهار سال باقیمانده (واحد زمان را "دوره ریاست جمهوری" حساب میکنیم !) قیمتها در بیست سال دیگر 16 برابر الان شدهاند یا به عبارت دیگر 120 میلیون تومان در آن زمان به اندازه 7 میلیون و پانصدهزار تومان الان ارزش دارد که تقریبا قیمت فعلی یک قبرجا در گورستان عمومی تهران است. این در حالیست که ما تعاونی حساب کردیم و عاقلان دانند طی بیست سال آینده تورم دهها برابر این چیزیست که ما فرض کردیم.
4- آقای احمدینژاد البته برای "تامین آینده فرزندانمان" میتوانند کارهای دیگری هم بکنند مثلا (...) یا (...) یا حتی (...). خوشبختانه یا متاسفانه از این پرانتز باز سه نقطه پرانتز بستهها زیاد است که اتفاقا همگی بار مالی بسیار کمتری هم دارند. هزینه بعضیهایشان در حد یک خودکار و یک ورقه کاغذ است!
در همین رابطه یادآوری چند نکته بیفایده نیست:
1- امت همیشه در صحنه با خواندن این خبر طبعا به این فکر خواهند افتاد که بهتر است تا دیر نشده دست به تولید زده، تا پایان سال یک میلیون تومان را دشت کنند. با توجه به طول دوران بارداری آدمیزاد بهتر است وزارت بهداشت به تمام زایشگاه های کشور برای زمستان امسال آماده باش بدهد. حتی محض محکم کاری بد نیست چگونگی زایمان در خانه هم به شهروندان آموزش داده شود که در آینده شاهد کودکانی نباشیم که در شناسنامهشان نوشته شده باشد «محل تولد: صف زایشگاه!»
2- در عین حال امت همیشه در صحنه توجه داشتهباشند که عجله کار شیطان است و -اگر هنوز دیر نشده و کار از کار نگذشته-این مساله را در نظر داشته باشند که آقای احمدینژاد حرف از "حساب" و "صندوق" زده است که عملا در سال های اخیر ثابت شده همهی آنها نوعی بی در و پیکری ماهوی دارند. وقتی صندوق ذخیره ارزی که پول مردم برای روز مبادا در آن بود و رئیس بانک مرکزی آن را چهارقفله کرده بود توسط یک آقایی جارو شده طبعا نمیتوان به صندوق آتیهای امید بست که قرار است دولت برای بچههای متولد سال 89 پول در آن بگذارد «تا وقتي اين نوزادان به جوان تبديل شدند» از آن برداشت کنند.
3- هرچند که یک ضرب و جمع ساده از اعداد بالا نشان می دهد گوینده گویا زیاد جدی حرف نمیزده چرا که نهایتا کمک های والدین و دولت به این حساب -حتا اگر مو به مو اجرا شود- بیشتر از هفت هشت میلیون تومان در طول بیست سال نمی شود و هرچند که -به تعبیر آیت الله مصباح- ما در رباخوارترین کشور جهان زندگی می کنیم اما باز هم بعید است حاصلجمع ربائیات(!) به صد میلیون تومان برسد. اما با فرض صحت باز هم بهتر است ارزش 120 میلیون تومان را در بیست سال دیگر که نوزادان امسال به جوانی میرسند را حساب کنیم تا خودمان و فرزاندمان دچار توهم و پر توقعی نشویم. اگر قیمت گوشت گوسفند را که در طی این چهار سال از کیلویی 5 هزار تومان به 16 هزارتومان رسید ملاک بگیریم پس در 5 چهار سال باقیمانده (واحد زمان را "دوره ریاست جمهوری" حساب میکنیم !) قیمتها در بیست سال دیگر 16 برابر الان شدهاند یا به عبارت دیگر 120 میلیون تومان در آن زمان به اندازه 7 میلیون و پانصدهزار تومان الان ارزش دارد که تقریبا قیمت فعلی یک قبرجا در گورستان عمومی تهران است. این در حالیست که ما تعاونی حساب کردیم و عاقلان دانند طی بیست سال آینده تورم دهها برابر این چیزیست که ما فرض کردیم.
4- آقای احمدینژاد البته برای "تامین آینده فرزندانمان" میتوانند کارهای دیگری هم بکنند مثلا (...) یا (...) یا حتی (...). خوشبختانه یا متاسفانه از این پرانتز باز سه نقطه پرانتز بستهها زیاد است که اتفاقا همگی بار مالی بسیار کمتری هم دارند. هزینه بعضیهایشان در حد یک خودکار و یک ورقه کاغذ است!
اشتراک در:
پستها (Atom)